السيد حامد النقوي
257
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
شريف متواتر مشهور را دليل تعصّب و عناد ، و رسوخ در ضغائن و احقاد است كه خرافات غريبه در فضائل خلفاى خود نقل مىكنند ، و از نقل چنين حديث متواتر و مشهور اعراض مىنمايند ، و هر گاه نافى صريح بمقابله مثبت ساقط از اعتبار و اعتماد باشد ، ساكت و معرض كى لائق اعتنا و التفات است . « عدم نقل بخارى و مسلم حديث غدير را دليل عدم صحت آن نيست » امّا تشبث بعدم نقل بخارى و مسلم پس موجب تحّير افكار و باعث تعجّب اولى الابصار است ، و همانا امام رازى بسبب مزيد انهماك در مزخرفات و صرف عمر عزيز در خرافات ، اطّلاعى بفنّ درايت و حديث نداشته ، بمحض خيالات و هواجس ، و توهّمات و وساوس ، ردّ امور واضحه خواسته ، و ذرّات خسيسيه را مقاوم جبال رواسى انگاشته ، و شناعت اين تمسّك ، و وهن و ركاكت آن ، ظاهر است به چند وجه : اول آنكه عدم نقل شيخين ( اعنى بخارى و مسلم ) حديث غدير را دليل واضح ، و برهان لائح ، بر آنست كه اينها بسبب ابتلاء بحبّ شيخين كتمان حق خواستند ، و با خفاى چنين حديث متواتر و مشهور ، و اعراض از آن باطل را در نظر عوام آراستند ، و آخر نوبت معتقدين بى تحقيقشان به اين مثابه رسيد كه محض عدم ذكرشان را مانع ثبوت اين حديث گردانيدند . قاعده تقدم مثبت بر نافى از قواعد مسلمه است دوّم آنكه قاعدهء تقدّم مثبت بر نافى مسلّم اهل اصول ، و مقبول علماء فحول است ، و ائمهء سنّيه جابجا به آن تشبّث مىنمايند ، پس هر گاه نفى صريح بمقابله اثبات لائق قبول نباشد ، محض اعراض از ذكر ، و سكوت از نقل ، چگونه قدح در تحقيق امرى و ثبوت آن خواهد كرد ، و شواهد تقديم مثبت بر نافى بسيار است ، بر بعض آن اكتفا مىرود :